وبلاگ شخصی امید انارکی 316
تمام دوستان نزدیک می دانن که در میان بازیگران ایرانی بانو فریماه فرجامی را میپرستم.کود ک بودم که سرب را دیدم...مادر را دیدم و تیغ و ابریشم را...و نوجوان که پرده اخر را ...از همان کودکی چهره اثیری و نژآده و اصیلش و ان حزن گیرایی که غبار دلبریهای جوانی کم کم بر ان می نشست و فضای فیلمهای خاصی که در ان با زی می کرد...هاله ای از اصالت ...دور صورتش می کشید...عاشقش بودم وهستم...فریماه ماهتر از ماه من بیمار بود...از این سو و ان سو می شنیدم...که افسردگی شدید دارد و اعتیاد نیز به افیون...هیچ گاه این مسائل در ذهن من خدشه ای به تصویر او وارد نکرد ونمی کند...زیرا در چنین ملک سفله پروری...متعجب نیستم که اصالت و استعداد و توانایی چون جذامی صاحبش را می خورد...انچنان که اگر بخواهم لیستی از دردانه هایی که در این ملک به فنا رفتن بنویسم...تمام صفحه پر می شود...هفته گذشته فریدون جیرانی در برنامه هفت...فیلمی مستند از این ترمه اصیل سینمای ایران نشان داد...که بانو فریماه فرجامی در حالی بسیار بد در شرایطی که تعادل روحی و جسمی ندارد مورد سوالات این مردک این شیطانک پست سینما(فریدون جیرانی)قرار می گیرد...از او نظرش را راجع به بازیگران جدید می پرسد و فریماه فرجامی با سادگی بدون انکه منظوری داشته باشد نظرش را راجع به چند نفر از جمله فاطمه معتمد اریا می گوید...مثلا می گوید معتمد اریا خیلی خودش را میگیرد و خاکی نیست..و کاملا معلوم است که هیچ منظوری ندارد و از اغراض شیطانی این مردک بی خبر است...مردک این مستند را در برنامه اش با حضور امین تارخ نشان میدهد...تارخ از دیدن فیلم بر می اشوبد که شما با این فیلم هم ابروی فرجامی را برده اید و هم معتمد اریا...مردک چون وابسته به صدا سیما است و معتمد اریا در حال حاظر جز مغضوبین می باشد از این حرف بدون منظور فرجامی به نفع خودش استفاده کرد که امین تارخ بسیار زیبا فاتحه برنامه اش را خواند...امروز عصر این فیلم را در یو تیوب دیدم...فریماه فرجامی عزیزم...کسی که حداقل در ماه چند بار یادش می کنم به چنان وضعی افتاده بود که بغض کردم...ای وای ای وای ای وای...از عصر امروز چنان سردردی گرفته ام که با هیچ مسکنی خوب نمی شود...

اسمان این ملک چه می کند با ستارگانش...اصلا به کسی توصیه نمی کنم که این فیلم را ببیند..بخصوص به دوست داران ترمه اصیل سینمای ایران بانو فریماه فرجامی بزرگ...

با دیدن این فیلم هیچ از ارزش و اعتبار بانو در ذهنم کم نشد و نمی شود...که خوب میدانم در این ملک انکه خمیده پشت است و خراب روزی شاهباز تکخال اسمان عشق بوده است که کلاغان حریم پروازش را الوده اند...هنوز هم چین و چوروک صورتت...از هر چهره بزک کرده مصنوعی زیباتر است...هنوز هم خواستنی و دلربایی و هنوز هم اهنگ حزن صدایت ادم را میبرد به دورها به قصه های کهنه عشق و نجابت...هنوز هم غبار حزن نگاهت دل می لرزاند عزیز ..زیبا ...اصیل ...هنوز هم وقتی چهره ات در قاب ثصویر نقش می بندد مثل ترمه قاب گرفته روی دیوار ادم را می برد به اصالت زیبایی به زیبایی اصالت...با نو بانو بانو...

تنها چیزی که درباره چهره فریماه فرجامی عزیز  بعد از این همه سال دوری از قاب تصویر می توانم بگویم این است که هنوز:

چشمش به دردناکی شب ها بود

شبهای دم گرفته  طوفانی

زیبایی غریب غمینی داشت

چون ترمه های کهنه ایرانی

.........................................ای وای ...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن ۱۳۸۹ساعت 0:15  توسط امید انارکی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
نواخته ها
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم خرداد ۱۳۹۱
هفته چهارم دی ۱۳۹۰
هفته اوّل آذر ۱۳۹۰
هفته دوم مرداد ۱۳۹۰
هفته دوم تیر ۱۳۹۰
هفته چهارم خرداد ۱۳۹۰
هفته دوم خرداد ۱۳۹۰
هفته اوّل خرداد ۱۳۹۰
هفته سوم اردیبهشت ۱۳۹۰
هفته دوم اردیبهشت ۱۳۹۰
هفته اوّل اردیبهشت ۱۳۹۰
هفته چهارم فروردین ۱۳۹۰
هفته دوم فروردین ۱۳۹۰
هفته چهارم اسفند ۱۳۸۹
هفته سوم اسفند ۱۳۸۹
هفته دوم اسفند ۱۳۸۹
هفته اوّل اسفند ۱۳۸۹
هفته چهارم بهمن ۱۳۸۹
هفته سوم بهمن ۱۳۸۹
هفته دوم بهمن ۱۳۸۹
هفته اوّل بهمن ۱۳۸۹
هفته چهارم دی ۱۳۸۹
هفته اوّل دی ۱۳۸۹
هفته چهارم آذر ۱۳۸۹
هفته سوم آذر ۱۳۸۹
هفته دوم آذر ۱۳۸۹
هفته سوم آبان ۱۳۸۹
هفته چهارم مهر ۱۳۸۹
هفته سوم مهر ۱۳۸۹
هفته دوم مهر ۱۳۸۹
هفته اوّل مهر ۱۳۸۹
هفته چهارم شهریور ۱۳۸۹
هفته دوم شهریور ۱۳۸۹
هفته اوّل شهریور ۱۳۸۹
هفته چهارم مرداد ۱۳۸۹
هفته سوم مرداد ۱۳۸۹
آرشيو
آرشیو موضوعی
اشعار
نقد و نظر
پیوندها
علیرضا نادری
مجله فرهنگی زغال
ادم کوکی
شاخه نبات
چکاوک
بیداد
دلکده
غزل بانو
وبسايت هنري بابونه
هرمونتيک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM